الدین

"الدین" در ابتدا یک وبلاگ گروهی بود. بعد از فیلتر شدن، یکی از نویسندگانش آن را با آدرس جدید در بلاگفا ادامه داد. این وبلاگ مجددا در فروردین 95 گروهی شد و به "بیان" مهاجرت کرد. بخشی از مطالب وبلاگ قبلی نیز به اینجا منتقل شد.
وجه تسمیه "الدین" این است که انتهای نام مستعار تمام نویسندگان "الدین" دارد. لذا نه این وبلاگ تنها به مقوله دین خواهد پرداخت و نه خدای نکرده نویسندگان ادعا میکنند نورانیت و شرافتی برای دین به ارمغان آورده اند

آدرس کانال تلگرامی:
https://telegram.me/aldin_blog_ir

۵ مطلب در دی ۱۳۹۶ ثبت شده است


شاید بیشترین ضربه را ما با برخورد های سلیقه ای و سبک دینداری خودمان به اسلام زدیم

سبک زندگی و دینداری که بیش از آنکه به متون مذهبی و اصیل ما مربوط باشد و یا حتی با روح ایات و روایات سنخیتی داشته باشد به فرهنگ و تاریخ ما ارتباط دارد.

از این جهت وقتی طلا نه تنها به عنوان یک شی باارزش، بلکه ارزش دهنده تلقی می شود حتی در امور دینی که اساسا امری معنوی و کیفی هستند نیز ارزش گذاری با طلا صورت می گیرد.

یکی از مصادیق بازاری سازی (ورود قوانین بازار به همه ساحت های اجتماعی از جمله دینداری) جامعه را می توان در این مسئله جست و جو کرد که برای ابراز ارادت خود به کلام خدا و یا خاندان اهل بیت  گنبد های مطلا و قران های مطلا درست می کنیم!

در صورتی که قران چه طلاکوب باشد و یا چه بر کاغذنامرغوب مکتوب شده باشد کلام خداست و به خاطر محتواست که آن ظرف مقدس می شود!

اسلام مطلا یک نقض غرض بزرگ است هم فریاد نهیلیزم است و نشان می دهد که معنویت ما تا به چه اندازه درگیر مادیات شده و هم نقض ایات و روایات است که زیرا چطور می شود انباشت سرمایه را در قالب  قران وجود داشته باشد در حالیکه بسیاری از مسلمانان در ایران و دیگر نقاط جهان درگیر فقر و گرسنگی هستند! و جای تاسف دارد برای روحانیونی که از این نماد نهیلیزم (قران مطلا) بازدید، پرده برداری و تقدیر کردند.

۲ نظر ۲۹ دی ۹۶ ، ۲۱:۱۴
محی الدین

پشت سر آتش پیش رو آتش

گشته آوار از چارسو آتش


آه تا هستیم، بی صدا هستیم

اژدها هستیم؛ در گلو آتش


در قفس ماندند عود سوزاندند

روضه ای خواندند مو به مو آتش


جای چاه نفت اشتباهی رفت

کرده بود ای کاش پرس و جو آتش


روز در کشتی شام در دشتی

اهل گلگشتی کو به کو.. آتش!


نیست آزرمی در تو یا شرمی!

می بری از آب آبرو، آتش!


سی نفر ققنوس بود و اقیانوس

سی نفر سی مرغ... هان! بگو.. آتش!


کاش می بارید قطره ای امّید

در قدح باران در سبو آتش


#عمادالدین

#سانچی

۲ نظر ۲۵ دی ۹۶ ، ۱۲:۱۲
عماد الدین

"همان انقلاب سال 57 برایمان کافی بود"؛ همه ما بارها این جمله را شنیده ایم. آنقدر این عبارت را از مردم کوچه و بازار گرفته تا نحبگان سیاسی شنیده ایم که به نظر می رسید پرهیز از انقلابی گری حد مشترک تفکر و کنش سیاسی عموم مردم شده است. 

 

اما اعتراضات اخیر این تصور را با چالش روبرو کرد. در اعتراضات اخیر مجددا رومانتیسم انقلابی خودنمایی کرد و مردم عادی و حتی بخشی از فعالین سیاسی به تغییرات انقلابی علاقه نشان دادند. در شبکه های اجتماعی نیز این موج با استقبال مواجه شد که حاکی از تمایل جامعه به اقدامات غیر منطقی و کنش های احساسی، تند و آسیب زا  است.

 

شرایط برای کسانی که حقیقتا به پرهیز از انقلاب اعتقاد دارند، وقتی نگران کننده تر می شود که پس از صحبت کردن با مردم متوجه می شویم آرام نگهداشتن مردم و دعوت آنها به اعتراضات مسالمت آمیز دشوار شده است. دعوت مردم به رضایت دادن به اصلاح تدریجی، امید بستن به صندوق رای، فعالیت مدنی، اعتراضات مسلامت آمیز و پرهیز از خشونت، تغییر ساختار و انقلاب در حالی که در طول سالهای گذشته نتیجه درخوری از این روش ها کسب نکرده اند سخت شده است. 

 

وقتی مردم می بینند تمامی راههای دموکراتیک به مبارزه با فساد، تامین عدالت اجتماعی، حل مشکل بیکاری، رشد قدرت اقتصادی، بهبود آزادی های اجتماعی و سیاسی ختم نمی شود، نمی توان از آنها انتظار داشت که به روش های مسالمت آمیز و تدریجی وفادار بمانند

 

درچنین شرایطی راهکار مناسب برای تمامی کسانی که خواهان اصلاحات و پرهیز از انقلاب هستند این نیست که به مردم بگویند اگر میخواهید ایران سوریه نشود اعتراض نکنید، چرا که حکومت در مقابل اعتراضات شدت عمل به خرج می دهد و این مسیر نهایتا به شورش و انقلاب ختم می شود. بلکه باید رویشان را به سمت حاکمیت بگیرند و بگویند اگر شما اصلاح نکنید این اعتراضات هر از چندی سر بلند می کنند و نهایتا ایران سوریه خواهد شد.

 

اصرار بر نقش دولت های خارجی در این اعتراضات، حتی در صورت صحت تلاشی است برای ندیدن واقعیت و پرهیز از اصلاح.  امروز هر ایرانی که دلش برای ایران می تپد چه اصلاح طلب و چه اصولگرا، چه از طبقه فرودست و چه از طبقه متوسط، مذهبی یا غیر مذهبی، باید تمرکز خود را بر یافتن و پیاده سازی راه های قانع کردن حکومت به اصلاح امور و به ویژه پذیرش راهکارهای اعتراض مدنی قرار دهد.

 

فراموش نکنیم که هنوز بحران ورشکستگی بانک ها، صندوق های بیمه، بی آبی و آلودگی محیط زیست به مرز انفجار نرسیده است (البته زمان برخی از آنها چندان دور نیست) که اگر برسد با وجود چنین جامعه ناراضی و ناامیدی کنترل شرایط غیر ممکن خواهد بود. در آن روز همه ما خواهیم باخت.

۰ نظر ۲۱ دی ۹۶ ، ۰۸:۳۲
سراج الدین

اعتراضاتی که در خیابان های مختلف ایران دید شد را نه می توان جنبش نامید و نه یک انقلاب. بیشتر از هرچیز بغض شکسته و خشم مردمی بود که از فساد، بیکاری، گرانی و ناکارآمدی اقتصادی نظام به ستوه آمده و بدون هیچ رهبر و گروه مرجعی و حتی خواسته واحد و مشخصی به خیابان ها آمده بودند.

متاسفانه این اعتراضات به سرعت چهره خشنی به خود گرفت که نتایج ناخوش آیندی داشت. اگرچه نمی توان به صورت کامل احتمال نفوذ خارجی را نفی کرد اما اگر کسی با جامعه ایران و اقشار فرودست آن به صورت مستقیم رابطه داشته باشد به خوبی درک می کند که این خشونت ها چندان دور از انتظار نبوده است. اگر دقت کنید بیشتر کشته ها مربوط به شهرهای کوچک است و در شهرهایی مانند دورود و ایذه عموم مردم اسلحه دارند و در این مناطق حتی برگزاری یک عروسی نیز ممکن است با تلفات همراه باشد.

شهرهای دیگری مانند نجف آباد (در اطراف اصفهان) و منطقه حاشیه ای آن (معروف به یزدانشهر) در روزهای معمولی نیز شاهد درگیری اشرار و خلافکاران هستند. اینکه در چنین شهرهایی که متاسفانه حل خشونت آمیز مشکلات بخشی از فرهنگ مردم است اینکه یک اعتراض ساده به سادگی تبدیل به اقدامی خشن می شود کاملا طبیعی است. چنین اتفاقاتی به دفعات در مناسبت های مختلف رخ می دهد اما خبر آن چندان شنیده نمی شود.

اما در شهرهایی مانند تویسرکان که مردم آرامی دارد چرا سطح خشونت بالا می رود؟؟ چرا در شهرهای بزرگ نیز شاهد کنش های خشن تری به نسبت اعتراضات جنبش سبز بودیم؟

واقعیت این است که وقتی مردمی مانند همین گردو کاران تویسرکان با خشکسالی و سرمازدگی درختان در زمستان و واردات گردو از چین روبرو شده و به خاک سیاه می نشینند از سر خشم و ناامیدی به خیابان می آیند. چنین مردمی با کوچکترین عکس العمل خشنی از سوی پلیس دست به خشونت می زنند. از سوی دیگر وقتی هیچ گروه سیاسی یا صنفی منتقد رسمی در داخل حاکمیت وجود نداشته باشد  منتقدان بتوانند در قالب آنها فعالیت کنند و این گروه ها بتوانند تظاهرات ها را رهبری و از اقدامات خشونت آمیز احتمالی جلوگیری کند طبیعی است که اعتراض خیابانی به سرعت خشن شود. 

اعتراض مسلامت آمیز باید در شرایط عادی تر تمرین شده باشد. اما وقتی نظام دربرابر هر نوع اعتراض مسالمت آمیزی همان شیوه ای را در پیش می گیرد که دربرابر یک اقدام مسلحانه در پیش میگیرد نباید انتظار داشته باشیم مردم بلد باشند مسالمت آمیز اعتراض کنند.

وقتی همه اینها را در نظر بگیریم از تعداد کشته ها شکه نمی شویم و تازه متوجه می شویم که چه قدر خود مردم ما برای خشونت آمادگی دارند. به نظر می رسد در صورتی که اعتراضات آینده از کنترل خارج شوند ایران زمینه لازم برای بدتر از سوریه شدن را دارد.

۷ نظر ۱۵ دی ۹۶ ، ۲۳:۱۱
سراج الدین

“یادداشت وارده”


موضع گیری های تند رجب طیب اردوغان، رئیس جمهور ترکیه در رابطه با انتقال سفارت آمریکا به قدس باعث شد که آقای اکرامی نژاد از همراهان قدیمی وبلاگ یادداشت زیر را برای وبلاگ الدین بنویسند.



جنگ زرگری اردوغان با اسرائیل


رای خود را به پول نفروشید! این جمله را آقای اردوغان رئیس جمهور ترکیه گفت زمانی که دونالد ترامپ رئیس جمهور آمریکا تهدید کرد کمک مالی به کشورهایی که به قطعنامه مطرح شده از سوی ترکیه و دولت مستعفی یمن در مجمع عمومی سازمان ملل رای مثبت بدهند را قطع خواهد کرد. قطعنامه ای غیرالزام آور در محکومیت اقدامات یک جانبه درباره قدس که نهایتا با رای مثبت اکثریت قاطع کشورها و البته رای منفی آمریکا، اسرائیل و چند جزیره در اقیانوس آرام، به تصویب رسید. جمله ی فوق اینطور القا می کند که گوینده سیاستمداری اصول گرا و با پرنسیب ثابت است. سیاستمداری که انتظار دارد پول در تصمیات کشور ها برای اصلاح امور جهان بی تأثیر باشد. ولی آیا واقعا اردوغان چنین سیاستمداری است؟


رجب طیب اردوغان در سال 2003 پس از پیروزی حزبش (حزب عدالت و توسعه) به نخست وزیری رسید. او به خاطر سوابق سیاسی و اظهار نظرهایش چهره ای اسلام گرا از خود به نمایش به گذاشته بود که در صحنه سیاست ترکیه لاییک به قدرت رسیده بود و به همین دلیل توجه زیادی به رفتارها و اظهارات او می شد.سال 2005 اردوغان به همراه تعداد زیادی از فعالان اقتصادی و بازرگانان به اسرائیل سفر کرد. ترکیه درحالی نزدیک ترین روابط را در میان کشورهای مسلمان با اسرائیل داشت  که این رابطه در میان مسلمانان نوعی خط قرمز محسوب می شود، به ویژه اگر این روابط موارد نظامی و امنیتی را هم شامل شود.


 اردوغان در این سفر بر گسترش روابط اقتصادی تاکید کرد، به موزه هلوکاست رفت و از نقش این سفر برای پیشبرد صلح در فلسطین گفت.  اما نکته ی اصلی این سفر را تحلیل گری اسرائیلی گفت: روابط ترکیه و اسرائیل بر پایه ی اقتصاد در هر شرایطی بنا شده است. و این نشانه ای بود از نقش برجسته اقتصاد در روابط ترکیه و اسرائیل.


در سال 2009 چند ماه پس از حمله ی اسرائیل به غزه نشست غیر رسمی اقتصاد در داووس سوئیس مطابق معمول هر ساله برگزار شد. در یکی از نشست های این اجلاس شیمون پرز و اردوغان روسای دولت اسرائیل و ترکیه در کنار هم نشستند اما ظاهرا خبری از روابط گرم پیشین نبود، اردوغان به شدت به اسرائیل تاخت و آنها را به جنایت جنگی در غزه متهم کرد و پس از مجادله لفظی با مجری نشست آنجا را ترک کرد. این اتفاق که موجی از نگرانی در غرب  و شور شعف در جهان عرب را برانگیخت آغاز راهی بود که به سیاست های جدید اردوغان در منطقه تعبیر شد. 


حمله اسرائیل به کاروان کمک رسانی به غزه که با میدان داری ترکیه صورت گرفته بود آب سردی بر روابط گرم اسرائیل و ترکیه ریخت. به دنبال آن حادثه، اردوغان سفیر خود را از تلاویو فراخواند و کلیه ی همکاری های سیاسی، امنیتی و نظامی (به غیر از اقتصادی) را با اسرائیل قطع کرد. حالا دیگر ظاهرا شمشیر از رو بسته شده بود اردوغان قهرمان مبارزه با اسرائیل به شمار میرفت.


شروع سلسله حوادث موسوم به بهار عربی و نقش آفرینی ترکیه در بسیاری از این وقایع جایگاه و اعتبار ترکیه در جهان اسلام را به شدت ارتقا داد، روابط با اسراییل علی رغم عذرخواهی اسرائیل در سال 2013 در حالت بدون تغییر قرار داشت و از سرخط خبر ها دور شده بود. اما حادثه حمله به جنگنده روسی در شمال سوریه اردوغان را به شدت از نظر سیاسی منزوی و منفعل و اقتصاد ترکیه را دچار بحران کرد. شدت این بحران تاجایی بود که اردوغان عرصه را برای ادامه سیاست جدید تنگ دید و از یک سو اقدام به عذرخواهی از روسیه و پرداخت غرامت به آنها کرد و از سوی دیگر در چرخشی آشکار مخفیانه و بدون سروصدا در صدد احیای روابط با اسرائیل برآمد. موضوعی که در سال 2016 علنا از سوی ترکیه و اسرائیل اعلام شد. 


با وجود تمام فراز و فرود روابط سیاسی میان دو رژیم، روابط اقتصادی بدون تاثیر پذیری از تنش سیاسی ادامه داشت. بر طبق آمار موسسه آمار ترکیه حجم تبادلات اقتصادی میان دو کشور بعد از یک کاهش در سال 2009 از سال 2010 تا 2015 که سالهای تیرگی روابط سیاسی بوده مرتبا افزایش داشته و در سال 2016 به اوج رسیده است.  به نظر میرسد که حرف اصلی را همان تحلیل گرد اسرائیلی زد. روابط اسرئیل و ترکیه نشانه ای است از همان سیاست «اقتصاد تحت هر شرایطی» که از ابتدا میان دو کشور مطرح بود.


بله، کسی از دولت های جهان میخواهد رای خود را به پول نفروشند که همیشه پول را بر همه چیز اولویت داده است.

۰ نظر ۰۳ دی ۹۶ ، ۲۲:۳۲
سراج الدین