الدین

"الدین" در ابتدا یک وبلاگ گروهی بود. بعد از فیلتر شدن، یکی از نویسندگانش آن را با آدرس جدید در بلاگفا ادامه داد. این وبلاگ مجددا در فروردین 95 گروهی شد و به "بیان" مهاجرت کرد. بخشی از مطالب وبلاگ قبلی نیز به اینجا منتقل شد.
وجه تسمیه "الدین" این است که انتهای نام مستعار تمام نویسندگان "الدین" دارد. لذا نه این وبلاگ تنها به مقوله دین خواهد پرداخت و نه خدای نکرده نویسندگان ادعا میکنند نورانیت و شرافتی برای دین به ارمغان آورده اند

آدرس کانال تلگرامی:
https://telegram.me/aldin_blog_ir

۶ مطلب در مهر ۱۳۹۷ ثبت شده است

جناب آقای محسن حسام مظاهری نویسنده و پژوهشگر محترمی هستند که دغدغه اصلی خود را آیینهای مذهبی و به طور خاص آیینهای سوگواری قرار داده اند و در این زمینه تالیفات بسیار گرانبهایی دارند و به تازگی کتاب سه جلدی "تراژدی جهان اسلام" از ایشان چاپ شده است.

جناب مظاهری مدتها در خصوص تورم مناسک و عزاداری های نوظهور در مقام یک جامعه شناس منتقد اظهار نظر میکردند و درباره آثار آن هشدار میدادند. مناسک نوظهور را با عینک نقادانه مورد بررسی قرار میدادند و نسبت به تایید یا عدم تایید آن اظهارنظر میکردند.

ایشان که دانش آموخته رشته جامعه شناسی هستند، به تازگی رویه خود را تغییر داده اند و به مانند یک جامعه شناس محض اظهار نظر میکنند. از جمله ویژگی های یک جامعه شناس محض این است که اقدام به داوری ارزشی نکند و صرفا بیننده و تحلیلگر باشد و اساسا وارد مقوله ارزشگذاری اعمال و رفتارها نشود.

 ایشان به تازگی در سخنرانی ها و مصاحبه های خود بارها اعلام کرده اند عزاداری های جدید و تورم مناسک جزو آثار طبیعی جامعه امروز ماست و ایشان حتی در برابر اعمالی مانند قمه زنی هم کاملا خنثی هستند و نه آن را تایید میکنند و نه تقبیح، بلکه صرفا آن را مشاهده و علت به وجود آمدنش را تحلیل میکنند.

لذا باید گفت پس از تغییر رویه ایشان و دوستان ایشان در گروه مطالعاتی جامعه شناسی تشیع، دیگر نمیتوان برای تزکیه عزاداری ها و اصلاح مناسک روی این بزرگواران حساب کرد. مصلحان شیعی همچنان به دنبال رسیدن به معیارهای عزاداری مطلوب و نقد عزاداری هایی که نامطلوب میدانند هستند. از آنجا که کمتر کسی درباره مناسک تحقیق کرده و به مناسک نوظهور نگاه انتقادی داشته اند، ایشان میتوانستند منبع بسیار مناسبی برای این مصلحان باشند. ولی پس از تغییر رویه ایشان، مصلحان شیعی یک منبع خوب برای اصلاحات را از دست دادند و صرفا میتوانند از اطلاعات و داده هایی که این دوستان تهیه میکنند استفاده کنند.

۳ نظر ۲۹ مهر ۹۷ ، ۲۳:۴۷
شرف‌الدین

علی رغم آنکه بعد از حوادث سال 57 قم از حاشیه به مرکز توجه آمد و روزی نیست که خبری از آن در رسانه ها منتشر نشود اما این شهر همچنان شهری ناشناخته باقی مانده است. برای بسیاری از مردم ایران قم شهری است کوچک و کویری که مردم آن به شدت مذهبی  و محافظه کار هستند و اکثریت جمعیت آن را روحانیون تشکیل می دهند. این درک خام و ساده سازی شده چیزی است که برای من به عنوان یک قمی آزاردهنده است و به همین دلیل تصمیم گرفته ام در سری نوشته های "قمی که نمی شناسید" برای شما از جنبه های کمتر دیده شده قم بنویسم. طبیعی است که این نوشته ها نتیجه تجربه های شخصی نویسنده است و اعتبار آنها نیز در همین اندازه است.

شهر قم شهری مذهبی است و این حقیقتی مسلم است اما نه آنطور که بقیه مردم تصور می کنند. در همین قم آدمهای بسیاری هستند که هیچ نوع علقه مذهبی ندارند و همینطور هستند که نوع دینداریشان با دینداری محافظه کار بسیار متفاوت است. با این حال فارغ از نوع اعتقادات دینی، مهمترین تفاوت مردم قم با سایر مردم کشور همین حجم بالای اطلاعات دینی آنهاست. آشنایی جوانان قمی با مذهب محدود به روحانی جوان مسجد یا چند کانال تلگرامی یا صفحه اینستاگرامی نیست. به دلیل حضور پرتعداد روحانیون در این شهر عموم مردم از کودکی با منابع اصلی ادبیات دینی و جریانهای فکری مختلف درگیر می شوند. همین شناخت دست اول باعث می شود هنگام بررسی یک ادعای دینی حقیقتا دست پری داشته باشند.

اما دینداران قمی نیز با سایر مردم تفاوت های مهمی دارند.اگر دینداران سنتی و آنها که قرائت رسمی را پذیرفته اند کنار بگذاریم نکته مهمی که در دینداری مردم قم دیده می شود سطح بالای سوالات و نقد های آنهاست. به طوری که نقدهای دینی مردم دیگر شهرها برای جوانان قمی تقریبا خنده دار و پیش پا افتاده است. هنگامی که بسیاری از مردم برای نقد و گاه محکوم کردن نگاه دینی سراغ تعداد زنان یا جنگهای پیامبرمی روند جوان قمی می پرسد آیا دین دارای ذاتی مستقل از دینداران است؟ اگر چنین ذاتی وجود داشته باشد آیا ما می توانیم نسبت به آن شناخت پیدا کنیم؟ و ... . در واقع زمانی که مردم به شاخ و برگ ها می پردازند جوان قمی به سراغ ریشه ها می رود و به این راحتی ها نمی شود جواب قانع کننده ای به او داد.

اما مهمترین تفاوتی که من بین دینداری برخی از مردم قم با دیگر شهرها دیده ام جدیت آنها در تفکر است. فراوان دیده ام انسان هایی که روز و شب آموزه های دینی را زیر سوال می برند اما وقتی در زندگی با مشکلی روبرو می شوند به نزدیک ترین امام زاده می روند و دست دعا بلند می کنند. قمی ها اینطور نیستند. اگر برای یک قمی شفاعت زیر سوال برود حتی اگر در دهان شیر باشد به کسی متوسل نمی شود. اگر به عادلانه بودن جهان شک کند دیگر انتظار عدالت نخواهد داشت.

به همین دلیل جریان روشنفکری دینی و نگاه انتقادی به ادبیات و آموزه های دینی اگرچه در این شهر بدنه کوچکی دارد اما این بدنه بسیار نیرومند و رو به رشداست و در سالهای آینده از آن بیشتر خواهید شنید. آنچه به عنوان گسترش سکولاریزم در حوزه های علمیه نسبت به آن هشدار داده می شود یکی از جنبه های این جریان است که خود را عیان کرده.

پ.ن: تذکر این مسئله ضروری است که سکولاریسم بیشتر در نوع سنتی دینداری ریشه دارد تا روشنفکری دینی اما روشنفکری دینی تاثیر مهمی در آن داشته است.

 

۲ نظر ۲۴ مهر ۹۷ ، ۲۰:۴۰
سراج الدین

 

 

جناب آقای رسول بیات، دانش آموخته حقوق تجارت بین الملل از دانشگاه علامه طباطبایی و عضو گروه واحد بین المللی حقوقی یکی از بانکهای کشور، به درخواست الدین یادداشتی را در اختیار ما گذاشته اند و FATF را با زبانی ساده و موجز شرح داده اند. در ادامه یادداشت ایشان را میخوانیم:

 

کارگروه FATF چیست؟

اف ای تی اف کارگروه ویژه اقدام مالی برای مبارزه با پولشویی است که بوسیله گروه۷ در ۱۹۸۹ بوجود آمد. از سال۱۹۳۸ و بویژه بعد از پایان جنگ جهانی دوم و شروع جنگ سرد، مساله پولشویی و لزوم مقابله سریع و فوری با آن باعث شد کشورهای گروه ۷ به صورت موقت این کارگروه را ایجاد نمایند. این کارگروه با توجه به کارآمدی و فراگیری عملکردش و پذیرش آن از سوی اکثر قریب به اتفاق تابعان حقوق بین الملل (یعنی حاکمیتها و سازمانهای بین المللی) تا به امروز به حیات خود ادامه داده و محک معتبر و مورد قبولی برای سلامت و شفافیت نظام اقتصادی کشورها شده است.

 

ریاست این کارگروه با هسته اولیه کشورهای تشکیل دهنده و سایر اعضای اصلی (۳۷عضو) و رییس کمیته اروپایی می باشد و وظیفه اصلی این کارگروه تعریف سازوکارها و ارائه توصیه هایی به منظور مقابله با پولشویی و تامین مالی تروریسم و ایجاد شفافیت مالی اقتصاد جهانی می باشد.

 

هم اکنون آخرین توصیه های این کارگروه که در فوریه سال ۲۰۱۲تصویب شده است بر نظام اقتصادی جهانی حکمفرماست و ملاک و میزان تصمیم گیری کشورها در تبادلات مالی و بانکی است.

 

نسبت میان  FATF و CFT چیست؟

در واقع  FATF نام کارگروه اقدام ویژه برای مبارزه با پولشویی و عدم تامین مالی تروریسم است که اقدام به انتشار توصیه هایی بدین منظور نموده است و برای کشورهایی که خواهان  پذیرش و عضویت در این گروه هستند برنامه های اقدامی action plan تعریف می نماید که برنامه هر کشوری مخصوص به آن کشور است. توضیح آنکه در برنامه ایران جهت خروج از لیست سیاه این کارگروه، انجام اقداماتی درنظر گرفته شد که تصویب لوایح موسوم به لوایح چهارگانه مبارزه با پولشویی و عدم تامین مالی تروریسم بخشی از این برنامه اقدامی ایران میباشد. لایحه CFT یا مبارزه با تامین مالی تروریسم که اخیرا به تصویب مجلس رسیده است یکی از این لوایح چهارگانه و مهمترین و مناقشه برانگیز ترین این لوایح چهارگانه می باشد

 

 

وظایف اعضاء چیست؟

وظیفه اعضای اصلی موافقت کلی با پذیرش اعضای جدید این گروه هست.

اعضای ناظر جزو اعضای اصلی نیستند و حق تصمیم گیری برای پذیرش یا عدم پذیرش کشورها را ندارند. در حال حاضر عربستان و اسراییل عضو ناظر هستند. لذا حق تصمیم گیری ندارند و این موقعیت به نفع ایران است که تا قبل از عضویت اصلی آنها، به عضویت این کارگروه درآید تا با مانعی شبیه پیوستن به سازمان تجارت جهانی برخورد نکند.

 

ایران و اف ای تی اف

تفاوت بزرگی که اف ای تی اف با سایر کنوانسیونها و نهادها و سازوکارهای بین المللی دارد، تاثیر مستقیم آن بر کشورها می باشد. چرا که اعضای آن حتی از اعضای سازمان ملل نیز بیشتر می باشد و حتی دامنه آن به سایر کشورهای غیر عضو نیز سرایت می کند. جمهوری اسلامی ایران تا پیش از سال۱۳۹۲ همراه با کره شمالی در لیست سیاه کشورهای دارای عدم شفافیت مالی قرار داشت که با تعهد وزیر وقت اقتصاد متعهد گردید ظرف مدت زمانی معین و با انجام اصلاحاتی (از جمله تصویب لوایح چهارگانه پیرامون مبارزه با پولشویی و عدم تامین مالی تروریسم) با توصیه های این کارگروه هماهنگ شود.

 

دلیل مناقشه چیست؟ به چه کسانی تروریست گفته میشود؟

با مرور و مطالعه توصیه های ۴۹ گانه این کارگروه متوجه خواهیم شد اساسا هیچ تهدید و خطری متوجه یک نظام سالم و شفاف اقتصادی نمیشود و برعکس باعث سلامت و اطمینان بخشی نظام اقتصادی شده و کشور ها به مراوده تجاری با آن کشور راغب میشوند.

درخصوص مساله گروههای تروریستی جالب است بدانید کشورها صرفا پایبند به رعایت دو لیست هستند: یکی لیست تروریستهایی که شورای امنیت ارائه می دهد که در حال حاضر فقط داعش، القاعده و طالبان در آن لیست هستند. و دوم لیستی که هر کشوری از گروههای تروریستی که خود شناسایی کرده است اعلام می کند. پس واضح شد هیچ ضرورتی بر ملاحظه لیست های تروریستی سایر کشورها برای جمهوری اسلامی نیست.

 

اگر عضو نشویم چه میشود؟

عدم تصویب و سازگاری با این توصیه ها ممکن است منجر به شکل گیری اجماعی بر سر عدم شفافیت و سلامت نظام مالی ایران شود و ایران بعنوان تهدیدی برای امنیت جهانی شناخته شود و حتی ذیل فصل هفت منشور سازمان ملل قرار گیرد. همچنین سایر کشورها حاضر با همکاری اقتصادی با ایران و تبادلات مالی نبودند.

 

آیا میتوان حق شرط گذاشت؟

اصولا حق شرطی برای پذیرش توصیه ها متصور نمی باشد چرا که این توصیه ها معاهده یا کنوانسیون مستقلی نیستند. لیکن کشورها می توانند در پیوستن به CFT که یک معاده است حق شرطی لحاظ کنند که دو ویژگی داشته باشد. اولا براساس کنوانسیون وین در خصوص حقوق معاهدات، حق شرط نباید نقض غرض آن معاهده و کنوانسیون باشد. ثانیا حق شرط باید به نحوی باشد که موجب رضایت خاطر و اجماع اعضای اصلی کارگروه باشد‌.

 

آیا پیوستن به اف ای تی اف کافی است؟

پذیرش توصیه های اف ای تی اف یا امضای برجام یا... تا زمانی که هماهنگ با نظام حقوقی و حاکمیتی بین المللی نباشیم و صلح و امنیت سایر کشورها را رعایت ننماییم نه تنها موثر نخواهد بود بلکه اوضاع را وخیم تر کرده و کشور را به گرداب امنیتی و اقتصادی فرو خواهد برد. پر واضح است که با پذیرش توصیه های اف ای تی اف منشا پولهای ورودی و خروجی کاملا شفاف خواهد شد که این باعث می شود جلوی مبادلات مشکوک و دور زدنهای از طریق صرافیها و کانالهای رسمی و غیر رسمی گرفته شود. کاری که شاید قبلا انجام میشد.

 

 

تکلیف خودمان را معلوم کنیم

کشور باید راه خود را بشناسد و علاقه خود را بازشناسد. آیا به دنبال منافع ملی و صلح و امنیت جهانی است و یا به دنبال شرکت در مناقشات قدرت و سو استفاده های مالی و رانتی در لوای ایجاد فضای مبهم و فاسد اقتصادی و اداری است؟ هر کدام را برگزید باید به همه بایدها و نبایدهای آن پایبند باشد و همان مسیر را برود و عواقب آن را بپذیرد.

کوتاه سخن آنکه تصویب کنوانسیون cft و پذیرش اف ای تی اف اگر همراه با رعایت سایر لوازم آن نباشد نه تنها به نفع کشور نیست، بلکه باعث وخیم تر شدن اوضاع نیز میگردد

۳ نظر ۱۸ مهر ۹۷ ، ۰۰:۱۰
شرف‌الدین

دکتر سیدحسین طباطبایی دارای دکترای حقوق نفت و گاز از موسسه حقوق صلح و توسعه فرانسه و مدرس دانشگاه علامه طباطبایی، به مناسبت صدور دستور موقت دیوان بین المللی دادگستری مستقر در لاهه در خصوص شکابت ایران از آمریکا، یادداشتی را در اختیار الدین گذاشته اند

 

از دیروز ظهر به وقت تهران، رای دادگاه لاهه یکی از مباحث مورد توجه بخش هایی از جامعه بوده است.
من هنوز مشروح رای (٢٤ صفحه) را ندیده ام، اما بخشهایی از آن و نظرات برخی حقوقدانان بدین شرح است:


١- نفس صدور رای یعنی رد اصل ادعای ایالات متحده که معتقد بود دیوان صلاحیت رسیدگی به پرونده را ندارد (شبیه به ادعای ایران در پرونده ملی شدن صنعت نفت که در آن پرونده این استدلال مقبول افتاده بود)


٢- همچنین ادعای فرعی ایالات متحده مبنی بر عدم مذاکره ایران پیش از رجوع به دیوان نیز مقبول نیفتاده


٣- ایران پیش از رجوع به دیوان هم متوجه بود رای دیوان اثر عملی-اقتصادی چندانی نخواهد داشت، چه آنکه ایالات متحده پیش از این نیز دست کم ٤ بار رای دیوان را اجرا نکرده بود (در یکی از موارد دولت مقابل آلمان و سومین قدرت اقتصادی جهان بود)


٤- مبنای ورود دیوان به پرونده، عهدنامه مودت ممضی ١٩٥٥ بوده و جالب آنکه اگرچه طبق عهدنامه طرفین تنها با ارسال یک نامه می توانسته اند از آن خارج شوند، نه انقلاب ایران، نه تسخیر سفارت آمریکا، نه ٤٤٤ روز گروگان گیری، نه کمک های ایالات متحده به دشمنان ایران، نه انهدام نفت کش ها و هواپیمای مسافربری ایران توسط آمریکا و نه تحریم های دهه ٩٠ آمریکا علیه ایران، طرفین را به ترک معاهده راضی نکرده بود.


٥- از عمده دلایل رای علیه ایالات متحده، وجود برجام و درواقع اعلام "صریح" منع تحریم های بین المللی علیه ایران بوده است. به عبارت دیگر اگر ایران در سال ٢٠١٠ قصد استفاده از عهدنامه را می داشت، به دلیل تحریم های "بین المللی" و نه یکطرفه ایالات متحده، امکان موفقیت در دیوان تقریبا وجود نداشت


٦- اصل رای به لحاظ سیاسی (آنچه ایران می خواست) بسیار ارزشمند بود و در رسانه های مختلف نیز بازتاب داشت


٧- محتوای رای، قابل تامل است، دستور به منع تحریم ها پیرامون مواد دارویی و غذایی، از اصول حقوق بین الملل بوده و بدون این رای نیز مغایر کنوانسیون های ٤ گانه ژنو و قواعد آمره است، گویی این بخش رای تکرار یک امر بدیهی بوده باشد. همچنین بازتاب این بخش رای در رسانه ها، وجه ی مطلوبی از اوضاع ایران ارائه نمی دهد


٨- از منظر سیاسی و عاطفی نیز، اتفاق جالب آنکه، عهدنامه مودت حاصل فضای سالهای بعد از کودتای ٢٨ مرداد بود.  سالهایی که طرفین معاهده نگرانی هایی از همسایه ی شمالی ایران داشتند. زمانی که ایران غرامت و استهلاک ٤٥ میلیون لیره ای و حق سرقفلی ٦٠٠ میلیون دلاری را پذیرفته بود (کل درآمد نفتی ایران از آغاز صنعت نفت تا زمان کودتا کمتر از ٣٥٠ میلیون دلار بود، و برای کمتر از یک سال خلع ید، پذیرفته بود چنین ارقامی را بپردازد)، همچنین ایران و آمریکا توافق کرده بودند "حتی المقدور" از انتشار قسمت‌هایی از جزئیات توافق بین کمپانی نفتی خودداری کنند. حالا بعد از گذشت بیش از ٦٠ سال از آن سالها ایران با استناد به همان عهدنامه، ایالات متحده را در دیوان محکوم کرده است. محکومیتی که نه غرامتی از آن حاصل خواهد شد و نه ظاهرا تاثیر اقتصادی خاصی خواهد داشت، اما دست کم وجه ی سیاسی ایران را تقویت می کند و عبرتی میشود هرچند کوچک برای ناقض حقوق بین الملل.

 

۰ نظر ۱۳ مهر ۹۷ ، ۰۲:۳۰
شرف‌الدین

عدالت خواهی زمانی سخت است که بخواهی در مورد عزیزانت اجرا کنی.

قانون منع به کارگیری بازنشستگان که یکی از مهمترین و چالشی ترین قوانین چندماه اخیر کشور بود، قاعدتا از یک منطق تبعیت میکند و آن هم جوان سازی نیروی کار، ایجاد اشتعال برای جوانان و کنار گذاشتن مدیرانی است که به علت سن بالا، راندمان کاری آنها پایین آمده است.

در این میان آنچه بسیار عجیب و غیرمنطقی است، استثنا کردن جانبازان بالای پنجاه درصد از شمول این قانون است. واقعا به چه دلیل باید جانبازان عزیر بالای پنجاه درصد جانبازی از این قانون استثنا باشند؟ آیا توانایی آنها با بالا رفتن سن کاهش پیدا نمیکند؟ مهم اداره هرچه بهتر کشور است یا اشتغال بعد از بازنشستگی جانبازان عزیز؟ واقعا با چه دلیل عقلی و شرعی جانبازان بالای پنجاه درصد از این قانون استثنا شده اند؟ ارائه خدمات کامل و رایگان به جانبازان حتما جزو حقوق آنهاست اما اشتغال بعد از بازنشستگی چه وجهی دارد؟

 

نمونه دیگر این بی عدالتی آزمونهای کانون وکلاست. اکثر قریب به اتفاق دانش آموختگان حقوق علاقه مند به دریافت پروانه وکالت هستند و هرسال در آزمونی سخت و طاقت فرسا شرکت میکنند. اما به عنوان مثال در کانون وکلای مرکز (شامل استانهای تهران، سمنان، هرمزگان و سیستان و بلوچستان) در امسال مجموعا 1200 نفر پذیرش میشوند که 360 نفر از این تعداد سهمیه جانبازان و ایثارگران است و حتی شامل جانبازان بالای ده درصد هم میشود. واقعا به چه دلیل باید جانبازان و ایثارگران از چنین سهمیه سنگینی برخوردار باشند؟ آیا آنها که اجرشان نزد خدا محفوظ است، نمیتوانند در یک آزمون برابر با دیگران و بر اساس دانش حقوقی شان وارد این حرفه شوند؟ حتی اگر بخواهیم به پاس فداکاری آنها سهمیه ای در اختیار آنان بگذاریم، باید این تعداد بالا باشد؟

قطعا باید به فرزندان و همسران و والدین شهدا و همچنین جانباران و ایثارگران خدمات ویژه ای ارائه شود و تمام کاستی های آنان تامین شود، اما قطعا این کار هم حد و مرزی دارد و به نظر میرسد اشتغال بعد از بازنشستگی و سهمیه های غیرمنطقی مشمول این توجه و رسیدگی نمیشود.

به علت جایگاه بسیار رفیع جانبازان در جامعه ما، معمولا کمتر کسی به تبعیضهای ناروایی که به نفع این عزیزان است عکس العمل نشان میدهد. اما عدالت تنها اصل در دین ماست که تخصیص نخورده است.

 

۱ نظر ۱۱ مهر ۹۷ ، ۰۰:۰۱
شرف‌الدین

دبیرستان علوی که در سال 1335 به همت مرحوم علامه کرباسچیان تاسیس شد، رفته رفته تبدیل به بازویی برای تفکرات انجمن حجتیه گردید. انجمنی که سال 1332 به همت مرحوم شیخ محمود حلبی تاسیس شد.

دبیرستان علوی فارغ التحصیلان معروفی دارد. از عبدالکریم سروش گرفته تا سید مجتبی خامنه ای. از محمدجواد ظریف تا مهدی کوچک زاده.

طبق نقلهای موجود، مرحوم حلبی مخالف تاسیس حکومت اسلامی در عصر غیبت بوده اما علی‌اکبر محتشمی‌پور (که خود از فارغ التحصیلان مدرسه علوی است) نقل میکند که  وقتی انقلاب اسلامی پیروز شد، مرحوم آقای حلبی به امام پیغام داد که من امروز ١۵، ١۶ هزار دکتر، مهندس و متخصص در رشته‌های مختلف در انجمن دارم که این‌ها می‌توانند مملکت را اداره کنند؛ حالا که مملکت پیروز شده و در دست شما افتاده، شما می‌توانید از این نیرو‌ها استفاده کنید. جوابی که امام به آقای حلبی داد، این بود که‌‌ همان مردمی که انقلاب کردند می‌توانند حکومت کنند و کشور نیازی به متخصصین شما ندارند.

 

اگرچه مرحوم حلبی پس از موضع گیری های صریح و شدید امام خمینی علیه انجمن حجتیه، طی نامه ای کوتاه در سال 62  تعطیلی همه فعالیتهای انجمن حجتیه را اعلام کرد، اما مدرسه علوی همچنین به کار خود ادامه داد و مدارسی مانند نیکان و احسان و امیر و محسن نیز جزو مدارس اقماری علوی هستند که به کار تربیت نیروی انسانی مشغول شدند. مدارسی که صراحتا خود را انجمنی نمیدانند ولی در واقع میتوان آنها را انجمنی های رتوش شده دانست که افکار خاص خود را در مدارس ترویج میدهند و از میان دانش آموزان خود افرادی را جذب "جلسات" خود میکنند. البته شنیده شده که به تازگی اعضای مدرسه علوی به دنبال جدایی از انجمن حجتیه هستند.

نگارنده که دوران دبیرستان خود را در یکی از مدارس اقماری انجمن گذرانده، مشاهداتی از شیوه تفکر این گروه دارد که البته ممکن است به علت ناقص بودن استقراء نتوان به همه مدارس انجمن تسری داد. مهمترین اصول اعتقادی و تفکری که در این مدرسه ترویج میشد عبارت بود از:

 

۱. تاکید روی لعن و برائت: شامل دفاع استدلالی بر وجوب لعن و انجام لعن حتی در مکانهای عمومی.


۲. تاکید روی بی اعتباری عقل در برابر نقل: اصرار بر بی اعتباری عقل و تاکید بر اینکه آن عقلی که در قرآن ممدوح شمرده شده صرفا عقل معصوم است و عقل سایرین اعتباری ندارد.


۳. سنی ستیزی: اگرچه هدف از تاسیس انجمن حجتیه مقابله با بهاییان بود، اما رفته رفته بهاییان جای خود را به وهابیان دادند و در حال حاضر تمرکز اصلی انجمن بر مقابله با وهابیت است. اما آنها تفکیک چندانی بین وهابیت و سایر اهل سنت قائل نیستند و حملاتی شدیدی به اهل سنت دارند. برخی  تمام اهل سنت را حرامزاده دانسته و تمام آنان را جهنمی میدانند. انجمنی ها "دیگری" خود را اهل سنت میدانند.


۴. ترویج مهدویت: نام اصلی انجمن حجتیه "انجمن خیریه حجتیه مهدویه" است و تاکید بسیاری بر روی مساله امام زمان و ظهور دارند. آنان تمام تلاشهای خود را برای جلب رضایت حضرت میدانند.


۵. مخالفت شدید با روشنفکری دینی: در این مدارس به طرز شدیدی با روشنفکری دینی مقابله میشود و گاهی جواز لعن برخی روشنفکران را هم صادر میکنند.


۶. خود حق پنداری شدید: انجمنی ها تقریبا هیچ ارزش و احترامی برای عقاید دیگران قائل نیستند و معتقدند  هرکس شبیه ما فکر نکند منحرف است  و جهنمی. آنها به قدری فضا را سنگین میکنند که کسی جرات اعتراض هم نداشته باشد چرا که ممکن است تا مرز تکفیر نیز پیش برود.


۷. پررنگ کردن شعائر اختصاصی شیعی: از بین شعائر دینی، بیشتر روی شعائر اختصاصی شیعه که در تقابل با اهل سنت است مانور میدهند.  غدیر، فاطمیه، نیمه شعبان و نهم ربیع

۸. بی فایده بودن قرآن: مطابق با تفکر انجمنی ها، قرآن را فقط مخاطب اصلی آن که پیامبر و معصومین هستند متوجه میشوند و افراد دیگر نمیتوانند از قرآن چیزی را متوجه شوند چرا که ظواهر قرآن حجت نیست و باید تفسیر و تاویل آن توسط معصوم مشخص شود.

 

در زمان حیات امام، انجمنی ها مقلد مرحوم آقای خویی بودند و در حال حاضر نیز اکثر انجمنی ها آیت الله وحید خراسانی را مرجع خود میدانند.


 

۴ نظر ۰۸ مهر ۹۷ ، ۰۱:۰۶
شرف‌الدین