الدین

"الدین" در ابتدا یک وبلاگ گروهی بود. بعد از فیلتر شدن، یکی از نویسندگانش آن را با آدرس جدید در بلاگفا ادامه داد. این وبلاگ مجددا در فروردین 95 گروهی شد و به "بیان" مهاجرت کرد. بخشی از مطالب وبلاگ قبلی نیز به اینجا منتقل شد.
وجه تسمیه "الدین" این است که انتهای نام مستعار تمام نویسندگان "الدین" دارد. لذا نه این وبلاگ تنها به مقوله دین خواهد پرداخت و نه خدای نکرده نویسندگان ادعا میکنند نورانیت و شرافتی برای دین به ارمغان آورده اند

آدرس کانال تلگرامی:
https://telegram.me/aldin_blog_ir

 

نگاهی به مناسک و آیین های دینی در سالهای اخیر و مقایسه آن با گذشته آشکار میسازد که اولا بر تعداد آنها افزوده شده، ثانیا شیوه برگزاری برخی از آنان تغییر کرده و ثالثا ابعاد برگزاری برخی آیینها بسیار گسترش پیدا کرده است. در این یادداشت با مطالعه موردی بر روی آیین پیاده روی های اربعین، به نکاتی کلی درباره آیینهای نوپدید اشاره خواهد شد. امروزه رسانه های رسمی و بسیاری از تریبونهای دینی چنان اهمیتی برای پیاده روی اربعین قائل شده اند که یکی از سخنرانان مذهبی در برنامه زنده تلویزیون آن را از عاشورا نیز مهم تر دانست و یکی از وعاظ مشهور آن را جزو مقدمات ظهور امام عصر و شرکت در پیاده روی اربعین را از نظر عقلی واجب دانست. چندسالی است که رادیوی ویژه ای از طرف صدای جمهوری اسلامی ایران به نام رادیو اربعین راه اندازی شده و تنها مناسبت مذهبی کشور که در تلویزیون برای آن از روزها قبل روزشمار گذاشته و برنامه های آیینی پخش میکنند روز اربعین است.

 

سابقه آیین پیاده روی های اربعین

در گذشته (که درباره تاریخ آن اختلاف است) برخی از علما و روحانیون رسمی داشتند که برای زیارت شبهای جمعه و یا روز اربعین از نجف با پای پیاده به سمت کربلا حرکت میکردند. رفته رفته مردم عادی نیز همانند علما برای زیارت روز اربعین از نجف تا کربلا پیاده حرکت کردند. عده ای مرحوم آیت الله سیدمحمود هاشمی شاهرودی (متوفی 1353 شمسی) را احیاگر و مروج اصلی این مساله میدانند. پس از سقوط صدام که شیعیان آزادی عمل بیشتری پیدا کردند، راهپیمایی اربعین بین آنان رواج بیشتری پیدا کرد و به صورت خیلی محدود ایرانی ها نیز آنان را همراهی میکردند. پس از ظهور داعش و اشغال بخش مهمی از عراق توسط آنان و همچنین تیره شدن روابط ایران و عربستان، جمهوری اسلامی ایران اقدام به تبلیغ بسیار گسترده برای پیاده روی اربعین کرده و از طریق تمامی رسانه های رسمی خود اقدام به تشویق مردم برای شرکت در این مراسم نمود. با حضور پرشمار مردم ایران برای انجام راهپیمایی اربعین، عراقی ها نیز بیشتر از قبل به این مراسم اقبال نشان دادند و در این سالها علاوه بر مسیر نجف-کربلا، شاهد حرکت زوار پیاده از ناصریه و بصره و سایر شهرها که مسافتی بسیار طولانی با کربلای معلی دارند نیز هستیم. در ایران نیز امسال برای اولین بار عده ای از زوار با بدرقه تولیت آستان قدس از روز 26 مرداد  با پای پیاده از مشهد به سمت کربلا حرکت کردند و شاهد هستیم که پیاده روی اربعین طی سالهای بسیار کوتاهی از یک سنت محدود عراقی، تبدیل به یک اجتماع بزرگ شیعی شد و حتی شیعیان سایر کشورها نیز به این آیین بزرگ ملحق شدند.

همزمان با گسترش سریع آیین پیاده روی اربعین به مقصد حرم سیدالشهدا (ع) شاهد شکل گیری یک آیین کاملا بدیع در ایران بودیم و آن پیاده روی جاماندگان اربعین در شهرهای ایران بود. در سالهای اول این کار فقط در تهران (میدان امام حسین تا حرم حضرت عبدالعظیم) و قم (از حرم حضرت معصومه تا مسجد جمکران) انجام میشد. طی مدت بسیاری کوتاهی این آیین به کل ایران سرایت کرد و مثلا در جزیره کیش از اسکله جدید تا مسجد امیرالمومنین و در دماوند از امامزاده زین‌العابدین کوهان تا امامزاده عیسی روستای زیارت به عنوان مسیر پیاده روی اربعین مشخص گردید. امسال برای اولین بار در تهران علاوه بر مسیر اصلی، یک مسیر از امامزاده قاسم (واقع در شمالی ترین نقطه تهران) تا حرم حضرت عبدالعظیم (در جنوب تهران) به همراه یک شب اقامت در امامزاده روح الله (واقع در میدان میدان امام خمینی) برای این راهپیمایی تعیین شد. لذا امروز ما با چند آیین اربعینی مواجه هستیم: 1.پیاده روی از نجف تا کربلا 2.پیاده روی از سایرشهرها به کربلا 3.پیاده روی هایی که منتهی به کربلا نیستند

 

پیاده روی اربعین یا زیارت اربعین؟

در منابع روایی شیعه روایاتی وجود دارد که در کنار حدود پانزده روز زیارتی مخصوص،  یکی از ایام  زیارتی حضرت سید الشهدا را روز اربعین دانسته است (ر.ک  وسائل الشیعه، ج14، تتمه کتاب الحج، ص 478). از سوی دیگر روایاتی نیز وجود دارد که نشان دهنده ثواب عظیم زیارت سید الشهدا با پای پیاده است (ر.ک کامل الزایارات، ص 132). اما برخلاف تصور عمومی، به طور خاص درباره زیارت اربعین با پای پیاده هیچ روایتی وارد نگردیده است. به عبارت دیگر در روایات ما فرقی میان زیارت پیاده در روز اربعین با روزهای خاص زیارتی یا حتی روزهای معمولی وجود ندارد. اگر چه برای پیاده روی روز اربعین هیچ توصیه خاصی وجود ندارد،  اما پیاده روی در روز اربعین به قدری پررنگ شده  که به خودی خود موضوعیت پیدا کرده و رسانه های رسمی کشور به جای عبارت "زیارت اربعین" از عباراتی مثل "راه پیمایی اربعین" یا "پیاده روی اربعین" استفاده می کنند و در شهرهای مختلف ایران نیز در روز اربعین پیاده روی یا راهپیمایی صورت میگیرد و گویی پیاده روی در روز اربعین به خودی خود موضوعیت دارد.

 

ماهیت پیاده روی های اربعین

پس از بررسی سیر تطور این آیین، اولین سوالی که به ذهن خطور میکند این است که این آیینها چه حکمی دارند؟ آیا همگی ذیل عنوان کلی شعائر جای میگیرند و به دستور قرآن باید آنها را تعظیم کرد؟ یا این موارد را می توان ذیل عنوان فقهی بدعت جای داد؟ ملاک و مناط تشخیص بدعت از شعائر چیست؟

در قرآن کریم به مساله شعائر اشاره شده است و خداوند نسبت به تعظیم شعائر الهی سفارش کرده و آن را نشانه تقوای قلب دانسته است. در قرآن کریم صفا و مروه و شترهاى چاق و فربه در مراسم حج به عنون شعائر معرفی شده اند. در شیعه نیز به طور خاص عزاداری برای ابی عبد الله (ع) به عنوان مصداق شعائر شناسایی شده است.

عده ای با استناد به اصل اباحه و توصیه های عمومی مبنی بر زیارت سیدالشهدا و روایاتی که در فضیلت زیارت پیاده کربلا وارد شده است، پیاده روی های اربعین را یکی از مصادیق تعظیم شعائر میدانند و معتقدند  ایراد فقهی به این مساله وارد نیست. برخی متدینین که نگاه جامعه شناسانه دارند نیز معتقدند در این مسائل نباید سختگیری کرد و باید میدانی برای نوآوری های عامه فراهم کرد و تا جایی که مشتمل بر عمل حرامی نباشد، باید آنان را آزاد گذاشت.

در طرف مقابل عده ای نیز بدعت بودن این اعمال را دور از ذهن نمیدانند. اما بدعت چیست؟ در رابطه با تعریف بدعت، اقوال متعددی نقل شده است. یکی از این تعاریف، تعریفی است که مرحوم علامه مجلسی در مرآه العقول نقل کرده اند. مطابق با فرمایش ایشان «البدعة فی عرف الشرع ما حدث بعد الرسول صلى‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم ولم یرد فیه نص على الخصوص ، ولا یکون داخلا فی بعض العمومات ، أو ورد نهی عنه خصوصا أو عموما» (بدعت در معنای شرعی آن چیزی است که بعد از پیامبر حادث شود و درباره آن نص به خصوصی صادر نشده باشد و داخل در بعضی عمومات نیز نباشد یا به طور خاص یا عام از آن عمل نهی شده باشد).  ایشان در ادامه این تعریف را گسترش میدهند و بیان میکنند «وما یفعل منها على وجه العموم إذا قصد کونها مطلوبة على الخصوص کان بدعة » ( و اگر یک عمل به صورت کلی وارد شده باشد اما انجام آن به صورت به خصوصی قصد شود نیز بدعت است)  معمولا این عبارت دوم ایشان نقل نمیشود. ایشان خصوصیت دادن به امری که مطلوبیت عمومی دارد را از مصادیق بدعت می دانند. سپس ایشان مثالهایی را بیان میکنند. «کما أن الصلاة خیر موضوع ویستحب فعلها فی کل وقت ، ولما عین عمر رکعات مخصوصة على وجه مخصوص فی وقت معین صارت بدعة ، وکما إذا عین أحد سبعین تهلیلة فی وقت مخصوص على أنها مطلوبة للشارع فی خصوص هذا الوقت بلا نص ورد فیها کانت بدعة.» (مانند نماز که کار خوبی است و انجام آن در هر زمانی مستحب است، ولی هنگامی که خلیفه دوم تعداد رکعات مخصوصی به صورت مخصوصی و در زمان مخصوصی برای آن تعیین کرد کار او بدعت بود یا همچنین اگر کسی بدون اینکه نص مشخصی وجود داشته باشد بگوید گفتن هفتاد مرتبه لا اله الا الله در وقت معینی مطلوب شارع است، این عمل او نیز بدعت است). لذا اگر یک توصیه کلی نسبت به شعیره ای وجود داشته باشد اما برای آن شیوه خاصی تعیین شود، این عمل طبق این تعریف بدعت محسوب میشود. در مانحن فیه نیز اگر برای پیاده رفتن برای زیارت اربعین القاء خصوصیت گردد از مصادیق بدعت شمرده میشود.

 ممکن است گفته شود که افرادی که مناسک نوظهور مانند پیاده روی اربعین را سامان داده و یا تبلیغ میکنند، قصد ادخال و ورود آن به دین را ندارند و هیچوقت صراحتا نگفته اند این مناسک جزو دین است. باید گفت که بدعت لزوما از عناوین قصدیه نیست و مطابق با نظر برخی بزرگان اگر متفاهم عرفی ادخال مساله ای در دین باشد (ولو بدون قصد داخل کننده) باز هم آن عمل از مصادیق بدعت شمرده میشود. به عنوان مثال مرحوم آیت الله سیدمحمد محقق داماد در کتاب الصلاه خود میفرمایند: أنّ البدعة المحرّمة هو ما یکون مساوقا للتشریع العملی، و هو کلّ فعل أو قول دالّ على کون شی‌ء خاصّ من الدین مع أنّه لیس منه، سواء کان ذلک عن قصد أو لم یکن، مع کونه بحیث ینتزع منه ذلک عرفا. (بدعت حرام چیزی است که مطابق با تشریع عملی درنظر گرفته شود و آن هر فعل یا قولی است که دلالت کند بر اینکه این فعل یا این قول خصوصیتی در دین دارد در حالی که چنین چیزی در دین نباشد و در این میان فرقی نمیکند که کسی که چنین حرفی میزند قصد نسبت دادن به دین را داشته باشد یا چنین قصدی نداشته باشد و اگر عرفا چنین برداشت شود که جزئی از دین است نیز این عمل بدعت محسوب میشود)  (کتاب الصلاه، ج3، ص 157). لذ اگر تبلیغات و توصیه ها و پیامها و غیره به نحوی باشد که عامه مردم در ذهن خود چنین تصور کنند این آیین توصیه خاص دارد و جزو ماثورات و منصوصات است، (حتی اگر مبلغین چنین قصدی نیز نداشته باشند) باز هم مطابق با نظر مرحوم داماد بدعت فقهی محسوب میشود. مانند مساله اعتکاف که علیرغم نداشتن هیچ توصیه ای مبنی بر انجام اعتکاف در ایام البیض ماه رجب، اما چنان برای اعتکاف در این ایام تبلیغ شده است که حتی در تقویم ها نیز سیزدهم ماه رجب "آغاز ایام اعتکاف" نامگذاری شده است.  البته در مورد پیاده روی اربعین اینکه آیا واقعا مردم چنین برداشت میکنند که پیاده روی اربعین سفارش روایی خاص دارد یا خیر نیازمند یک افکار سنجی عمومی است و نمی توان به راحتی آن را تایید یا رد کرد.

در مقابل عده ای معتقدند پیاده روی اربعین یک آیین نوظهور و یا بدعت نیست.  بلکه یک سنت عراقی است که سالیان سال وجود داشته که صرفا در سالهای اخیر به آن بیشتر پرداخته شده. سوالی که مطرح میشود این است که منظور از عبارت سنت که در روایات و کتب فقهی آمده چیست؟ چه چیزی را میتوان سنت و به تبع آن حجت دانست؟ اگر از یک مساله مثلا 20 یا 200 یا هزار سال بگذرد، تبدیل به یک سنت دینی میشود؟ اندک آشنایی به فقه و متون دینی برای دانستن این نکته کافی است که سنت در ادبیات دینی و فقهی ما صرفا به سنت صادره از پیامبر اکرم و ائمه معصومین اطلاق میشود و عملی که توسط مردم عادی (و حتی علما) صورت بگیرد سنت به معنای دینی آن نیست.

 

جواز یا عدم جواز اضافه کردن به دین

دین یک امر الهی است و از طرف خداست و انتساب به خدا دارد. اگر بنا باشد ما خودمان بتوانیم به دین بیافزاییم، آن رکن مهم یعنی انتساب به حق تعالی از بین میرود. مشکل دوم این است که اگر بنا بر افزایش باشد، این افزایش تا به کجا می تواند ادامه پیدا کند؟ اگر بگوییم زید مجاز به افزایش است، عمرو و بکر هم میتوانند اضافه کنند. لذا اگر راه باز شود دیگر قابل کنترل نیست. شیخ صدوق در کمال الدین روایتی را نقل میکند که امام صادق (ع) به عبدالله سنان فرمودند به زودى شبهه‌‏اى به شما می‌‏رسد که درآن نه نشانه اشکار دارید و نه پیشوای هدایت و کسى از آن شبهه نجات نمی‌‏یابد مگر آن‌که مانند فردی که در شرف غرق‌شدن است، دست به دعا بردارد! عبدالله ابن سنان پرسید: دعاى‏ غریق‏ چگونه است؟ حضرت فرمودند: می‌‏گویى: یا الله یا رحمان یا رحیم یا مقلّب القلوب ثبّت قلبی على دینک. عبدالله ابن سنان می گوید:«یا الله یا رحمان یا رحیم یا مقلّب القلوب و الابصار ثبّت قلبی على دینک»، امام در برابر کار ابن سنان اغماض نکردند و فرمودند: خداى تعالى مقلّب القلوب و الابصار است و لیکن همچنان که من گفتم بگو: «یا مقلّب القلوب ثبّت قلبی على دینک ( کمال الدین، ج2، ص 351-352)

اصولا تجربه ادیان نشان میدهد که دین ظرفیت بالایی برای تغییرات دارد و مردم هم یک گرایشی برای تصرف در دین به اقتضاء حال خودشان دارند و اساسا انسان علاقه مند به نوآوری است و همانطور که معروف است لکل جدید لذه. لیکن در مساله دین باید بسیار حساس بود و جلوی ورود اضافات به دین گرفته شود.

سوره حدید مسیحیان را می ستاید ولی از آنان ایرادی هم میگیرد و آن رهبانیت است . همانطور که در قرآن نیز اشاره شده مسیحیان با نیت بدی هم این بدعت را ایجاد نکردند و به تعبیر قرآن کریم هدف آنها ابتغاء رضوان الله بود (طبق تفسیر علامه طباطبایی و دیگران این استثناء منقطع است و نه متصل). ولی آنها فرهنگی را در دین خود وارد کردند که جزو دین نبود و تاثیر زیادی بر روی دینداری آیندگانش گذاشت.

اهل سنت بدعت را به بدعت خوب و بدعت بد تقسیم میکنند اما شیعه معتقد است بدعت همیشه بد است، حتی اگر ظاهرش نیز خوب و مفید باشد.

 

دلیل ترویج پیاده روی های اربعین چیست؟

مروجین  و مشوقین پیاده روی اربعین بر یک نکته تاکید ویژه دارند و آن این است که طبق روایات زیارت اربعین یکی از نشانه های مومن بودن است. اشاره این عزیزان به روایت منسوب به امام حسن عسکری است که فرموده اند: «عَلاماتُ المؤمنِ خَمسٌ: صَلَواتُ إحدی و خَمسینَ، و زیارةُ‌ الأربعینَ، و التَّخَتُّم بِالیَمینِ، و تَعفیرُ الجَبینِ، و الجَهْرُ بِبسم اللهِ الرَّحمنِ الرَّحیمِ» (شانه‌های مؤمن پنج چیز است: اوّل: نماز پنجاه و یک رکعت (واجب و نافله در طول شبانه روز). دوّم: زیارة اربعین حضرت سیّد الشّهداء علیه السّلام. سوّم: انگشتر در دست راست نمودن. چهارم: پیشانی بر خاک گذاردن. پنجم: بلند گفتن بسم‌ الله ‌الرّحمن الرّحیم). البته برخی همین روایت را از امام صادق (ع) نقل کرده اند.

این روایت نیز باید به مانند هر روایت دیگری از دو منظر دلالت و سند مورد بررسی قرار گیرد. از نظر سندی باید گفت که این روایت را افرادی مانند شیخ مفید در المزار و شیخ طوسی در تهذیب الاحکام و مصباح و علامه مجلسی در بحارالانوار بدون سند و به صورت مرسله نقل کرده اند. برخی مانند مشهدی در المزار الکبیر و سید بن طاوس در اقبال الاعمال نیز ادعای اسناد برای این روایت کرده اند اما هیچ سندی نقل نکرده اند . لذا این روایت اساسا دارای سلسله سندی نیست که بتوان سند آن را بررسی کرد. در خصوص دلالت نیز توجه به محتوای روایت نشان میدهد که این روایت در مقام مقایسه میان شیعیان و غیر شیعیان (و یا به تعبیر برخی بزرگان مقایسه میان شیعیان اثنی عشری و سایر فرق شیعی است) است و به این معنا نیست که اگر شخصی میخواهد مومن باشد باید به زیارت اربعین برود. این مساله از قرینه سایر علامات (مانند جهر بسم الله و تختم بالیمین) به وضوح قابل استنباط است. پس میتوان گفت استناد به این روایت برای تشویق حضور در پیاده روی و زیارت اربعین چندان وافی به مقصود نیست.

ممکن است عده ای با تمسک به قاعده "تسامح در ادله سنن" معتقد باشند که صرف وجود چنین روایتی و وجود زیارتی به نام زیارت اربعین در کتب ادعیه برای انجام پیاده روی های اربعین کافی است. در جواب باید گفت که اولا اصل این قاعده مناقشه برانگیز و اختلافی است (به عنوان نمونه ر.ک: شیخ یوسف بحرانی، حدائق الناظره، ج۴، ص۲۰۳ )، ثانیا شرط جریان این قاعده این است که بر خلاف آن روایت یا فتوای معتبری که دال بر حرمت باشد، نداشته باشیم و در فرضی که احتمال بدعت بودن عملی وجود داشته باشد، استناد به این قاعده محل بحث است. ثالثا آنچه مورد تسامح قرار میگیرد مساله سند است ولی در این روایت دلالت نیز کاملا محل خدشه است، رابعا باید بررسی شود که آیا میتوان با استناد به قاعده تسامح در ادله سنن چنان پیشروی کرد که عملی ایجاد شود که تبدیل به بزرگترین و مهمترین شعیره شیعی شود؟ دامنه و مرز این قاعده تا به کجاست؟

 

آثار سیاسی پیاده روی های اربعین

برخی از حامیان تبلیغ حداکثری پیاده روی اربعین به جنبه های مثبت سیاسی این حرکت اشاره میکنند. ایشان ترویج این حرکت را همزمان با  رشد داعش در عراق میدانند و بیان میکنند که حرکت عظیم راهپیمایی اربعین پیام آشکاری برای داعش بوده و به جهانیان نیز اعلام کرد که داعش نماینده اسلام نیست و اسلام و تشیع مملو از صحنه های انسانی است که در قالب یک حرکت مسالمت آمیز خود را متبلور میکند. همچنین این عمل می تواند در برابر حج که در دستان عربستان سعودی است عرض اندام کند و به آنها نشان بدهد که ما اگر بخواهیم میتوانیم در بیابانهای کشور جنگ زده عراق از زائران حفاظت کنیم اما عربستان در فاجعه منا تعداد بسیاری از حجاج را با بی تدبیری خود به کام مرگ کشاند. حتی برخی مدعی اند که تشیع به خاطر یک امر سیاسی یعنی غیریت سازی ایجاد شده و مانعی برای دخیل کردن مسائل سیاسی در امور شیعی نیست.

 قطعا این مساله قابل کتمان نیست که پیاده روی اربعین جنبه های انسانی بسیار والایی دارد و میتواند به عنوان تریبونی برای تبلیغ اسلام راستین باشد وآثار و دستاوردهای سیاسی بسیار مهمی برای تشیع و به طور خاص جمهوری اسلامی ایران داشته است. اما سوالی که وجود دارد این است که آیا می توان برای یک هدف سیاسی به دین افزود؟ تاریخ اسلام و تشیع تاریخ پر فراز و نشیبی بوده است و ده ها بار امثال داعش آمده اند و رفته اند. اگر در هر کدام از این برهه ها برای مقابله با یک جریان سیاسی به دین افزوده میشد یا از آن کاسته میشد، امروز چه دینی به دست ما میرسید؟ دینی واقعی یا دینی که در هر دوره ای دستخوش تغییراتی شده است؟

جالب است که رهبانیت در دین مسیح نیز بر اثر یک اتفاق سیاسی شکل گرفت و در دوران خود نیز نتایج مفیدی داشت اما رفته رفته تبدیل به انحرافی شد که خداوند در قرآن آن را تقبیح میکند. طبرسی در مجمع البیان از ابن مسعود روایت کرده که گفت: من در پشت سر رسول خدا (ص) سوار بر الاغ بودم، به من فرمود: اى ابن ام عبد! هیچ مى‏دانى بنى‏ اسرائیل مساله رهبانیت را از کجا بدعت کردند؟ عرضه داشتم: خدا و رسولش بهتر مى‏دانند. فرمود: سلاطین جور بعد از عیسى (ع) بر آنان مسلط شدند، و معصیت‏ها را رواج دادند، اهل ایمان به خشم آمده با آنان به جنگ برخاستند، و در آخر شکست خوردند و این کار سه نوبت صورت گرفت، و در هر سه نوبت شکست نصیب آنان شد، و در نتیجه از مؤمنین به جز عده‏اى اندک نماند. این بار گفتند: اگر دشمنان، ما را بشناسند و ما خود را به آنان نشان دهیم تا آخرین نفر ما را نابود خواهند کرد، و دیگر احدى باقى نمى‏ماند که به سوى دین دعوت کند، پس بیایید در روى زمین پراکنده و پنهان شویم، تا خداى تعالى پیغمبرى را که عیسى وعده‏اش را داده مبعوث کند، و منظورشان از آن پیغمبر، من (محمد) بودم، ناگزیر متفرق شده به غارهاى کوه پناه برده، از آن موقع رهبانیت را پى نهادند. بعضى از آنان متمسک به دین خود شده، و بعضى دیگر به کلى کافر شدند، آن گاه رسول خدا (ص) این آیه را خواند:" وَ رَهْبانِیَّةً ابْتَدَعُوها ما کَتَبْناها عَلَیْهِمْ ...". (مجمع البیان، ج 9، ص 243) لذا باید گفت که به نظر میرسد اهداف سیاسی (که اتفاقا معمولا کوتاه مدت هم هستند) نمی توانند مجوزی برای تصرف در دین باشد.

 

کلام آخر

قرار دادن تمام این اتفاقات در کنار هم، این سوال را به ذهن متبادر می کند که آیا اربعین دقیقا به همین میزانی که در هندسه شعائر توسط ائمه ما ترسیم گردیده وزن گرفته است؟ آیا این احتمال وجود ندارد که این میزان تبلیغ برای این آیین دچار افراط شود و پس از چندی موجب تفریط در تعظیم کلیه شعائر گردد؟  اگر بدانیم که افراط در بزرگداشت این آیین و افزودن به شاخ و برگهای آن موجب زدگی جامعه شود، آیا مستندا به قاعده فقهی "حرمت تنفیر از دین" بر ما لازم نیست که در برابر افراط ها بایستیم؟ آیا هم نسلان ما با این سوال مواجه نمیشوند که وقتی یک مساله فرعی ظرف مدت چند سال تبدیل به یک شعیره دینی بسیار بزرگ میشود، از کجا میتوان مطمئن شد که سایر مناسک نیز به همین ترتیب و شیوه به وجود نیامده اند؟ آیا تاکید بیش از حد بر روی فروع، موجب کمرنگ شدن اصول نمیشود؟ تمام اینها سوالاتی است که نیاز به پاسخهای دقیق دارند و این یادداشت صرفا طرح بحثی بود برای آغاز پژوهشهای دیگر و به هیچ عنوان ادعایی مبنی بر یافتن پاسخ این پرسشها در این یادداشت مختصر وجود ندارد.

 

 

این مطلب در سایت مباحثات نیز منتشر شده است: http://mobahesat.ir/17001

 

۹۷/۰۸/۱۹
شرف‌الدین

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی